فعالیتهای شهید بروجردی دریک نگاه:
1) با توجه به سابقه مبارزاتی خود، پس از پیروزی انقلاب در شناسایی و دستگیری عوامل رژیم طاغوت، نقش فعالی ایفا کرد و در جهت افشای چهره پلید منافقان و بنیصدر ملعون، تلاش چشمگیری داشت.
2) مدتی مسئولیت و سرپرستی زندان اوین را
به عهده گرفت.
3) او یکی از دوازدهنفری بود که زیر نظر شورای انقلاب به سرپرستی حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی سپاه را بنیانگذاری کرد. نماینده محترم امام در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شهید محلاتی تصمیم گرفته بودند که ایشان به عنوان فرمانده کل سپاه معرفی کنند ولی بنیصدر ملعون مخالفت کرده بود.
4) مدتی مسئولیت قسمت عمدهای از پادگان
ولیعصر (عج) را برعهده گرفت
5) بعد از منطقهای شدن سپاه پاسداران او فرماندهی منطقه 7 سپاه را، که استانهای همدان، کرمانشاه، کردستان و ایلام را در بر میگرفت، عهدهدار شد و بعد پیشنهاد تشکیل قرارگاه حمزه سیدالشهدا را داد.
+ نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 12:27  توسط علویون
|
محمد بروجردی
شهادت او در اول خرداد سال 1362 در مسیر جاده مهاباد نقده بر اثر انفجار مین روی داد و او به دیدار معبودش شتافت.
سرانجام به آرزوی دیرینهاش که سالها در نماز شبش و نیایشهایش از خداوند
میطلبید نایل آمد.
به فوز عظیم شهادت رسید
و چون مولایش ندای
فزت و رب الکعبه
را سر داد
و مهمان سفره سیدالشهداء شد.
+ نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 12:26  توسط علویون
|
ماموريت
لشگر 77 پياده با همكاري سپاه پاسداران آبادان ماموريت دارد در مورخه 5 مهرماه 1360در منطقه تك نموده , شرق رودخانه كارون را در منطقه مربوطه تامين وسپس پدافند نمايد.
تدبير عمليات :
لشگر 77 ثامن الائمه با سه تيپ در خط , تيپ 1 درمنطقه ذوالفقاريه , تيپ 2 درمنطقه فياضيه تلاش اصلي , تيپ 3 دارخوين تك نموده به ترتيب خط سبز و هدفهاي الف و ب را تامين و تصرف مي نمايد.
گردان 107 ژاندارمري وگردان 214 سوار زرهي پوشش حاشيه شرق رودخانه كارون را از دارخوين تا سلمانيه برقرار مي نمايد . گردان 134 پياده (ـ) و گروه رزمي 104 و گردان تانك واگذاري از نيروي زميني ارتش احتياط لشگر را تشكيل مي دهند.
+ نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 12:25  توسط علویون
|
مدیر مسئول: مسعود امیرخانی
سال تاسیس: 1384
زمینه فعالیت: تاریخ و ادبیات دفاع مقدس
آدرس اینترنتی: www. Sajed. Com
این انتشارات در سال 1384 با توصیه مستقیم مقام معظم رهبری تاسیس شد و ظرف مدت سه ماه بیش از صدوده کتاب پیرامون دفاع مقدس منتشر کرد. از آثار ماندگار نشر صریر مجموعه دو جلدی " کتاب شناسی دففاع مقدس " است که توسط خانم "فیروزه برومند" گردآوری شده است. این کتاب شناسی آثار سال های 1359 تا 1381 را در بر می گیرد.
نشر صرصر به لحاظ تشکیلاتی زیر مجموعه بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس است.
آدرس: خیابان شهید بهشتی، خیابان سرافراز،
کوچه حق پرست، پلاک 33
+ نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 12:23  توسط علویون
|
۲) اهل دل:
به طعنه و کنایه یعنی: شکمو و شکم چران.
کسی از هر چه بگذرد و برای هر چه به اصطلاح کوتاه بیاید، از شکمش (=دلش) نمی گذرد. از آنهایی است که وقتی پای سفره زانو می زنند، کارشان در خوردن بجایی می رسد که می گویند: شهردار بیا منو برادر. همانها که همیشه از دست «شهردار» دلشان پر است! یعنی مثل گل و آجر، همینطور لقمه ها را روی هم می چینند و می آیند بالا، همه درز و دوزهایش را هم بند کاری می کنند و راه نفس کشی باقی نمیگذارند. خلاصه یعنی آن که مثل اهل ذکر، اهل علم و اهل کتاب که در کار خودشان اهلند و اهلیت دارند، در کار خودش سرآمد است و صاحب نام.
ایهام در عبارت هم جایی برای دلخوری باقی نمی گذارد، چون بالافاصله گوینده خواهد گفت: مراد اهل دل به معنی حقیقی آن است، مگر بد حرفی است؟
+ نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن1387ساعت 12:22  توسط علویون
|
محمد بروجردی
در مقر سپاه باختران، میرزا توی دفترش نشسته بود که از بیرون صدایی شنید. به پاسداری که آنجا بود گفت:« برو ببین این سر و صدا برای چیست؟» پاسدار از دفتر بیرون رفت. لحظه ای بعد برگشت و گفت:« راننده ای از سنندج بار آورده است و می خواهد تسویه کند. خیلی هم عجله دارد. می گوید: زودتر کارم را انجام دهید تا برگردم.»
میرزا گفت:« او را بیاوریداینجا.»
وقتی راننده را به اتاق میرزا آوردند، هنوز عصبانی بود و غرولند می کرد. میرزا با لباس سپاه پشت میز کارش نشسته بود و در حال خواندن نامه ای بود. وقتی سرش را بلند کرد و راننده را دید، لبخندی زد و گفت:«چه شده؟ باز هم که سر و صدا راه انداخته ای؟»
راننده جلوی در خشکش زد. انگار لال شده بود. هیچ باور نمی کرد که فرمانده سپاه، همان جوانی است که چند ساعت پیش به او سیلی زده بود. راننده کامیون از میرزا عذر خواهی کرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 20 آذر1387ساعت 22:55  توسط علویون
|
محمد بروجردی
او محمد بروجردی بود که همه او را به نام میرزا می شناختند. او لر و اهل روستای دره گرگ بروجرد بود که در کوچه پس کوچه های
چهار راه مولوی با مادر، خواهر و برادرهایش زندگی می کرد. قد نسبتاً بلند، موهای بور و صورتی کشیده داشت که چشم های آبی اش در آن جلب توجه می کرد.
آشنایی میرزا با حاج مهدی عراقی که از مبارزان قدیمی و از یاران امام بود، فعالیتهای سیاسی میرزا را در مسیر تازه ای قرار داد. او از طریق حاج مهدی می توانست اعلامیه ها، جزوه ها و حتی نوارهای سخنرانی امام را در نجف بدست آورد. از طرفی شرکت در جلسات سخنرانی دکتر شریعتی و استاد مطهری در حسینیه ارشاد او را نسبت به مسایل اعتقادی و سیاسی آشناتر می کرد...
+ نوشته شده در چهارشنبه 20 آذر1387ساعت 22:53  توسط علویون
|
مظلومیت و تنهایی علی
پس از وفات پیامبر و بی وفایی یاران به اطراف خود نگاه کرده یاوری جز اهل بیت خود ندیدم ، (که اگر مرا یاری کنند ،کشته خواهند شد)پس به مرگ آنان رضایت ندادم . چشم پر از خار و خاشاک را ناچار فرو بستم ،و با گلویی که استخوان شکسته در آن گیر کرده بود جام تلخ حوادث را نوشیدم و خشم خویش
فرو خوردم و بر نوشیدن جام تلخ تر از گیاه حنظل، شکیبایی نمودم.
خطبه 26
+ نوشته شده در پنجشنبه 7 آذر1387ساعت 23:25  توسط علویون
|
در پشت خاکریزها به اصطلاحاتی برخورد می کردیم که به قول خودمان تکیه کلام دلاوران روز و پارسایان شب بود. عبارت های آشنایی که در ضمن ظاهر طنز آلود مفهوم تذکر دهنده به همراه داشت. تعدادی از این عبارت های آشنا را در این پست با هم مرور می کنیم.
1) چیفتن:
فرد چاق، گرد و جمع و جور و خوش هیکل، درست مثل تانک نوع چیفتن.
همانکه در اصطلاح، «هیکل تدارکاتی» دارد نه «نه هیکل عقیدتی». به شخوی به او می گویند «همه اش مال یک نفر است؟» و مراد، یک نفر آدم معمولی و متوسط است. تعبیر «سنگر انفرادی» هم در این معنا استفاده شده و همه بعد از اشاره و کنایه های طنز آمیز، حکایت از توجه بچه ها دارد و تذکری که هر فرصتی را برای آن مغتنم می شمارند.
این عبارت، دقیقاً در مقابل افراد ضعیف و نحیف (=هیکل عقیدتی) به کار می آمد و در مقایسه با آنها؛ و الا بندرت پیدا می شدند برادرانی که واقعاً اضافه وزن داشته و خودشان نسبت به آن بی اهمیت باشند.
+ نوشته شده در پنجشنبه 7 آذر1387ساعت 23:22  توسط علویون
|
از زيباترين حوادث اين عمليات كه كاملا كلاسيك و برمبني اصول نظامي طرح ريزي و اجرا گرديد مواردي است كه بصورت خلاصه به آن اشاره مي شود.
1) سرهنگ ناصر نژاد آذر از خلبانان هوانيروز نقل مي كند كه قبل از عمليات ثامن الائمه جهت شناسايي روي نيروهاي عراقي در غرب كاروان پرواز مي كردم چون زمينه مناسب بود همكاران ديگر را صدا زده و آتش انبوهي از انواع موشك ها را بر عراقيها ريخته و تلفات و ضايعاتي سنگين را وارد كرديم . در موقعيتي خاص احساس كردم تعداد قابل توجهي عراقي داخل يك سنگر روباز پناه گرفته اند , فرود آمدم و با يك اسلحه يوزي به طرف آنها رفتم از ترس اسلحه را زمين گذاشته و دست ها را بالا بردند آنهارا سوار بالگرد نموده و بطرف شرق كاروان پرواز كردم .
2) يكي از زيباترين صحنه هاي بعد از عمليات كه در نوع خود بي نظير است رژه اسراي عراقي از مقابل امير سرتيپ ظهيرنژاد فرمانده نيروي زميني ارتش ميباشد كه بااحترامات نظامي به اجرا درآمد.
3) پس از مراسم رژه , سرهنگ جوادي فرمانده وقت لشگر 77 در جمع اسراي عراقي مدت 20 دقيقه به زبان عربي سخنراني كرد. محتوي كلي سخنراني كه به شكل حماسي بيان شده است , تشريح وضيعت نيروهاي اسلامي و ابراز اميدواري براي وحدت مسلمانان جهت مبارزه و جنگ با رژيم اشغالگر قدس بوده است .
4) عمليات ثامن الائمه در حقيقت نتيجه اقدام يك ساله ايران در اين منطقه بود در طول سال گذشته يگانهاي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران ضمن استقرار در مواضع پدافندي از بهمنشير تا حوالي دارخوين , بارها با حمله به مواضع دشمن در طول اين خطوط توانستند ضمن حفظ روحيه آفندي , نقاط ضعف دشمن را بررسي و بر اساس آن طرح عملياتي ثامن الائمه را ارائه نمايند وبا بهترين حالت ممكن به نتيجه برسانند. عمليات ثامن الائمه نمونه كاملي از بكارگيري اصول كلاسيك جنگ در كنار بهره گيري از روحيه شهادت طلبي وايثار رزمندگان اسلام به شمار مي رود.
+ نوشته شده در پنجشنبه 7 آذر1387ساعت 23:19  توسط علویون
|